|
|
|
|
|
هر وقت در طبيعت احساس كرديد كه از مسير اصلي دور شده يا به اصطلاح گم شدهايد، هميشه چهار نكته اصلي را بخاطر سپرده و به آن عمل كنيد:
|
||
|
|
|
|
|
پس از ناكاميهاي متعدد و بر جاي گذاشتن چندين كشته، بالاخره براي اولين بار، قله كوه نانگاپاربات در سال 1953، توسط يك هيات آلماني-اطريشي به سرپرستي دكتر كارل هرليخ كوفر و توسط كوهنورد افسانهاي «هرمان بول» صعود ميشود. بنده ضمن توصيه كوهنوردان -مخصوصاً هيماليانوردان- به خواندن كتاب فوق و صرفنظر از وقايعي كه منجر به اين كار بزرگ و حماسي شد، به نكتة جالبي از كتاب اشاره خواهم كرد كه ميتواند الگوي بسيار مهمي براي تمام تيمهايي كه ميخواهند صعودهاي دشوار و مهمي را انجام دهند، باشد. ابتدا مطلبي را از كتاب نقل كرده و سپس توضيحات خودم را ارائه خواهم كرد: در صفحه 169 كتاب آمده است: «...در آخرين لحظات يك نفر ديگر از طرف «اتحاديه آلپهاي اطريش» به هيات معرفي شد. او «هرمان بول» اهل اينسبروك بود كه جواني 29 ساله و در ميان همشهريان خود به كلهشقي و تكروي معروف بود، وي در ميهن خود اطريش، به كوهنوردي خبره، جدي و كاركشته شهرت داشت. و لذا تصميم گرفتم از خصوصيات اخلاقي او صرفنظر كنم و وي را با خود به هيماليا ببرم. بنظر من كارنامة كوهنوردي او طوري بود كه دلم ميخواست بدانم او با نانگاپاربات چگونه دست و پنجه نرم ميكند.» و اما توضيحات: كوهنوردان قوي و فنيكار، مانند هرمان بول، كه در وجود آنها عنصر شجاعت بر عنصر ترس غلبه كرده و حتي بعضاً فراتر از آن رفته، و به بصورت جسارت و بيباكي نمايان ميگردد، اگر تحت سرپرستي افرادي مدير، برنامهريز، دورانديش، عاقل و داراي ذهني خلاق و سيال مانند دكتر كارل كوفر كه خود از كوهنوردان قابلي بوده، قرار گيرند، كارهاي بزرگي انجام شده و حماسهها خلق خواهد شد و يا برنامه بدون تلفات يا با كمترين خسارت جاني به سرانجام خواهد رسيد. بر عكس آن نيز صادق است، و قطعاً در چنين حالتي نه تنها نبايد انتظار كاري بزرگ و حماسهوار داشت، بلكه بايد منتظر شكست برنامه و شنيدن اخباري ناگوار نيز بود. با كمال تاسف بايد بگويم كه يكي از علل مهم شكست برنامههاي كوهنوردي و وجود تلفات و خسارات جاني در كوهنوردي ايران (درونمرزي و برونمرزي)، عدم رعايت نكتة بالاست. اينكه فردي داراي مربيگري حتي درجه1 در فلان رشته بوده و يا پيشكسوت ميباشد، هيچ دليل موجهاي براي دادن سرپرستي برنامههاي كوهنوردي به ايشان نميباشد. سرپرستي برنامههاي كوهنوردي حتي سطح آسان آن نيازمند داشتن شرايط مختلفي است كه هر كسي قادر به احراز آن نميباشد. به عنوان مثال بايد در وجود سرپرستان، عنصر ترس و شجاعت متعادل شده باشد و البته با توجه به مقتضيات زمان و مكان و شرايط موجود، براي جلوگيري از خطر و رفع آن، عنصر ترس بر شجاعت غلبه كرده و متعاقب آن براي پيشبرد اهداف تيم، بايد عنصر شجاعت بر ترس غلبه نمايد. |
||
|
|
|
|
|
يكي از موارد مهمي كه بايد در هر برنامهي كوهنوردي قبل از اجراي برنامه و در پلان آن مشخص شود، تعيين كادر اجرايي آن برنامه ميباشد. اين وظيفه بر عهدهي طراح برنامه و تدوينگر پلان آن، يعني «سرپرست» ميباشد. اوست كه بايد بر اساس ويژگيهاي برنامهي طراحي شده، مشخص كند اولاً چه مسوؤليتهايي لازم بوده و از هر عنوان چه تعداد نياز است، ثانياً حداقل شرايط لازم براي احراز اين مسوؤليتها، شرح وظايف، سلسله مراتب و مواردي از قبيل چگونه بوده و ثالثاً چه كساني از اعضاي شركتكننده در برنامه يا افرادي جدا از اعضاي اصلي شركتكننده (بخصوص در صعودهاي تجاري) بايد اين مسوؤليتها را برعهده بگيرند. در اينجا صرفاً عناوين مسوؤليتهاي پيشنهادي كه ممكن است در برنامههاي كوهنوردي –چه درونمرزي و چه برونمرزي- بدان نياز باشد جهت اطلاع خوانندگان محترم ارائه ميشود: دستيار سرپرست (بعنوان مشاور، هماهنگكننده و جانشين اول سرپرست)
مسوؤل فني (مشاور و جانشين دوم سرپرست) دستيار فني (جانشين مسوؤل فني) راهنما ناوبر پزشك كوهستان (پزشك كوهستاني كه كارشناس تغذيه و آمادگي جسماني بوده يا در اين زمينه كار كرده باشد مد نظر ميباشد) تكنيسين كمكهاي اوليه نجاتگر كوهستان كارشناس (هواشناسي، بهمنشناسي، روانشناسي و ...) آشپز و باربر (بيشتر براي صعودهاي برونمرزي) |
||
|
|
|
|
|
مجري: گروه كوهنوردي و طبيعتگردي باران (غير رسمي)
نوع برنامهي: كوهنوردي (غير فني) سطح برنامه: آسان سختي مسير: كلاس1(hiking)، در سيستم اعشاري يوسيميت (UDS) آمريكا (مسير پاكوب، در بعضي از قسمتهاي مسير پوشيده از برف) مكان تجمع: قزوين، ميدان ميرعماد (درب كوشك) كروكي مسير ماشينرو: مكان تجمع، چهارراه عمران، ميدان سرداران، تقاطع بلوار امام خميني (نوروزيان) و بلوار معلم (كانال مادر)، سمت راست، تقاطع خ. دانشگاه و بلوار معلم (كانال مادر)، سمت چپ، ميدان جانبازان، كيلومتر 7 جاده امامزاده اسماعيل (روستاي باراجين)، سه راهي بهرام آباد، سمت راست، امامزاده اسماعيل (روستاي باراجين) نكته: در اين روستا بخاطر وجود امامزاده اسماعيل، يك سرويس بهداشتي براي مسافرين و زوار وجود دارد. مسير صعود: مسير نرمال (يال تقريباً جنوب غربي-شمال شرقي) كروكي مسير راهپيمايي تا مبدا صعود: روستاي باراجين، قبرستان روستا، مسير پاكوب كنار قبرستان روستا و در راستاي جادهي آسفالتهي منتهي به روستاي شفيعآباد، سمت چپ، جاده خاكي، دومين سه راهي، سمت راست منتهي به دره، چشمه، چهارراه عبدل آباد مسير فرود: يال تقريباً شمال غربي-جنوب شرقي، در ادامه، دره منتهي به روستاي رزجرد موقعيت جغرافيايي مبدا صعود (چهار راه عبدل آباد):
موقعيت جغرافيايي قله:
(پروفيل ارتفاع-زمان) مكان اجرا: استان قزوين، شهرستان قزوين، روستاي باراجين كادر اجرايي:
تاريخ اجرا: جمعه 17/10/1389 مدت زمان برگزاري برنامه (پيشبيني شده): 8 ساعت با تولرانس 1+ ساعت (مدت زمان برگزاري، از زمان تجمع اعلام شده تا لحظهي برگشت به قزوين، چهارراه وليعصر (عج) فرض ميشود):
نكته:
وسيلهي نقليه (رفت): ميني بوس بنز به ظرفيت 16 نفر (عمومي) وسيله نقليه (برگشت): پرايد تعداد افراد شركتكننده: 3 نفر هزينه رفت (هر نفر): 200 تومان (؟) هزينه برگشت (هر نفر): 500 تومان وضعيت هوا (پيشبيني شده): طبق پيشبيني سه روزه بولتن هواشناسي در تاريخ 15/10/1389، هواي استان قزوين در تاريخ 17/10/1389 صاف تا كمي ابري، با كمينه دما 5- و بيشنيهي دما 8+ درجهي سانتيگراد پيشبيني شده بود. وضعيت هوا (واقعي): در مسير صعود بادهاي خطالراسي سرد، گهگاه وزيدن ميگرفت. هوا تقريباً ابري بود. در مسير فرود –تقريباً از چشمه اول به بعد- بعلت حركت درون دره، هوا نسبتاً گرمتر شده و از باد خبري نبود. وضعيت جانپناه: در مسير صعود دو جانپناه يكي روي قله و ديگري در نزديكي قله (روي شيب اصلي منتهي به قله)، وجود دارد. موقعيت جغرافيايي چشمه (در مسير صعود):
موقعيت جغرافيايي چشمه اول (در مسير فرود):
موقعيت جغرافيايي چشمه دوم (هفت چنار)(در مسير فرود):
فهرست حداقل وسايل انفرادي (پيشنهادي): --- فهرست حداقل وسايل گروهي يا جمعي (پيشنهادي): --- فهرست مواد غذايي (پيشنهادي): --- نكات تكميلي: --- |
||
|
|
|
|
|
تقریباً اوایل یا اواسط تابستان امسال بود که به اتفاق آقایان حسن پورفرزانه و محمد چیتگرها (مدیر وبسایت کوهنیوز)، از سر دلسوزی و علاقمندی به وضعیت کوهنوردی استان، جهت آشنایی و مذاکره با رئیس جدید هیات کوهنوردی استان قزوین-جناب آقای وزیرینژاد، رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری قزوین- قرار جلسهای را با ایشان گذاشتیم تا پیرامون مسایل کوهنوردی استان قزوین با وی صحبت کرده و از دیدگاهها و نظرات ایشان مطلع شویم. اینکه چگونه و چطور با رئیس جدید و ناپیدای! هیات کوهنوردی قزوین قرار ملاقات گذاشتیم و در جلسهی مذکور چه گذشت و ایشان چه صحبتها و وعده و وعیدهایی داد، بماند. در آن جلسه بنده یکسری پیشنهاد که از قبل آماده کرده بودم، خدمت ایشان ارائه نمودم، که بعلت همراستا نبودن با برنامههای ایشان، زیاد مقبول واقع نشد و بهمین خاطر قرار شد که برای جلسهی بعد، بنده و سایر دوستان پیشنهاداتی که در راستای اهداف مد نظر هیات باشد، آماده کرده و به ایشان تحویل دهیم. قرار شد که –اگر اشتباه نکرده باشم- تا هفتهی بعد از طریق آقای قبادی –دبیر هیات- به ما در رابطه با برگزاری جلسهای دیگر خبر دهند. تا الان که بنده این مطلب را مینویسم خبری از دعوتنامه نشده است. بهمین خاطر تصمیم گرفتم که پیشنهادات خودم را بر روی وبلاگ قرار دهم تا شاید بدرد سایر هیاتها خورده یا جرقهای در ذهن کسی زده شود (در آخر جلسه یادم میآید که بنده یک تذکری در رابطه با نام هیات دادم که ظاهراً از نظر ایشان پیشنهاد و تذکری ساده و پیش پا افتادهای بود. تذکرم این بود که «هیئت» در این حالت، به معنای نجوم و ستارهشناسی است و باید برای منظور و اهداف ما بصورت «هیات» نوشته شود):
|
||