تقریباً 13 سال پیش طی برنامه‌ای از طرف باشگاه کوهنوردی فلات قزوین، در زمستان به قله توچال صعود کردیم. یادمه در جان پناه امیری، بعد از تجدید قوا و تجهیز خود، به سمت قله حرکت کردیم. تقریباً 100 یا 200 متر از جان پناه دور نشده بودیم که یکی از همنوردانمان که سرپرست برنامه هم بود و از کوهنوردان قدیمی و عزیز قزوین هم هست، رو کرد به ما و گفت: که چقدر احساس سبکی و نشاط و چابکی می‌کند! ما هم با توجه به اینکه در جان پناه امیری از نوشیدنیهای معروف ایشان نوشیده بودیم، سخنان ایشان را تایید کرده و آن را به فواید نوشیدنیهای ایشان و اینکه آنها چقدر مفید و خوشمزه و انرژی‌زا هستند مرتبط دانسته و به او خاطر نشان کردیم که ما هم احساس سبکی و نشاط می‌کنیم. کمی از این سخنان نگذشته بود که یکهو همون همنوردمان بما گفت که ای دل غافل کوله‌ام همراهم نیست و در جان پناه امیری جا مانده است! تازه ما فهمیدیم که علت آن شادی و نشاط و سبکی مربوط به چی می‌باشد!